درو اقع آمار دقیقی از قربانیان مین در ایران وجود ندارد. طبق آمار تخمینی میزان تلفات روزانه مین های خنثی نشده در دهه هشتاد حدود 2 تا 2.2 نفر در روز بود حالا این عدد به سالی حدود150 تا 300 نفر رسیده است.
طبق برآوردها استان کردستان بیشترین آمار قربانیان مین را دارد. تعداد قابل توجهی از شهروندان شهرستان های سنندج، مریوان، سقز، بانه، سرو آباد و دیواندره در طول سالهای پس از جنگ، جان خود را بر اثر مینگذاریها از دست داده و یا معلول شدهاند.
متین، کودکی دیگر که در غرب ایران اعضای بدن خود را به خاطر انفجار مین از دست داده است
بنا بر آمار رسمی، آلودگی مین در هزار و صد کیلومتر مرزهای غرب و جنوب غربی ایران با عراق در مساحتی حدود چهار میلیون و ٢٠٠ هزار هکتار در پنج استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام و خوزستان وجود دارد .
متاسفانه در کردستان موضوع کمی پیچیده تر است. به علت درگیری نظامی در دهه شصت و ابتدای هفتاد، در این منطقه بین نیروهای دولتی و احزاب مسلح کرد، تعدادی از دهات و شهرهای کردستان از قبیل بوکان و مریوان در اطراف پاسگاههای ارتش توسط نیروهای دولتی مین گذاری شد بعد از رفع بحران، بسیاری از مین ها در منطقه باقی مانده و چون پاکسازی سریع انجام نشد در اثر باد و باران مین ها جابجا شده اند و برای همین پاکسازی دشوار شده است.
دانا قربانی یک مین ضد نفر در غرب ایران
پس مین گذاری در مناطق حاشیه شهرها و روستاها صورت گرفته، در جاهایی که قابل سکونت است. برای همین است که تعداد تلفات زیاد است. حتی به نظر میرسد دولت ایران همچنان نیز در مناطقی برای جلوگیری از قاچاق و یا عبور گروه های مسلح، مین گزاری میکند و مدارکی نیز در این رابطه وجود دارد. به طور مثلا در سه ماه گذشته، سه طبیعت گرد در کویر لوت که محل عبور قاچاقچیان مواد مخدر نیز هست به خاطر انفجار مین ضد خودرو کشته شده اند. اما در کردستان مین ها ضد نفر هستند و هر از چند گاهی «کولبرها» کشته یا قطع عضو میشوند. حتی در بهمن ماه ۱۳۸۳ رئیس مبارزه با قاچاق کالا رسما گفته بود قرار است به عنوان یکی از راه های مقابله با قاچاق کالا در کشور، مین در مرزها کاشته شود.
آلا، دختری که مین ضد نفر او را به شدت مجروح کرده است
کودکان ۴۰ درصد از افرادی را تشکیل میدهند که در اثر انفجار مینهای زمینی دچار معلولیت می شوند.
اگر همین سال گذشته را نگاه کنیم، ۷ کودک مجروح شدند، گشین پایش قطع شد و شش کودک دیگر زخمی شدند. دانا یوسفی که او در قصر شیرین زندگی میکند پایش قطع شد.
در این عکس محل انفجار یک مین که منجر به قطع عضو یک کودک شده، دیده میشود، میتواند دید که محل انفجار تا چه حد به راه محلی نزدیک است. مرغ و خروس ها در عکس به خوبی نشان میدهد که این منطقه به هیچ وجه از محل زندگی مردم دور نیست.
در روستای نشکاش، گشین و بچههای فامیل رفته بودند توپ بازی و اصلا نمی دانستند که آنجا مین هست. بعد پای گشین به مین میخورد و این اتفاق میافتاد، یا دانا برای گردش رفته بودند و اصلا در آن منطقه علامتی از خطر مین نبوده. یا لیلا و غزال هم برای پیاده روی رفته بودند که در اثر انفجار مین کشته شدند.
مشکل اینجاست که در هر جایی که تصور کنید این مین ها میتوانند پیدا شوند، مثلا زمین خالی پشت خانه که بچه ها میروند بازی کنند، چند سال پیش مین در حیاط یک مدرسه منفجر شد. بر اثر تغییرات جوی، باد و باران و رانش زمین مینها جابجا میشوند.
در برخی موارد کودکان مین را پیدا میکنند ولی چون نمیدانند که چیست آن را از روی کنجکاوی بر میدارند.
نکته دیگر اینکه حتی در جاهایی که پاکسازی شده هم انفجار مین صورت میگیرد چون کار به نحو صحیح صورت نگرفته. بنا براظهارات امید کریمیان نماینده مردم مریوان و سروآباد در مجلس:«وزارت دفاع که متولی پاکسازی مین در مناطق آلوده به مین است انجام این کار را به شرکتهای پیمانکاری واگذار میکند که این شرکتها یا دقت عمل ندارند و یا به هر دلیلی از انجام دقیق کارشان کوتاهی میکنند.»
سالانه تعداد زیادی از اعضای تیم مین روبی در ایران خود بر اثر انفجارهاکشته میشود/برنامه مین روبی در دهلران
معضل دیگر، شرایط زندگی بازماندگان انفجار مین ها است. آنها با مشکلات جدی مواجه هستند چرا که غالبا این افراد، از نظر مالی در شرایط سختی به سر میبرند.
حمایت از این قربانیان بسیار کم است. به طور مثال در مورد قطع عضو هزینه پروتز برای کودکان زیر ۱۶ سال پرداخت میشود. ولی این کافی نیست چون برای رفتن به مرکز درمانی خانواده و فرد مصدوم باید سفر کنند و شاید برای مدت ها از شهر و روستای خود دور باشند. این هزینهها پوشش داده نمی شود. بعد برای دریافت مستمری طبق قانون باید پرونده مصدومین در کمیسیونی بررسی شود تا میزان معلولیت آنها مشخص شود. رسیدگی به این پروندهها خود مدت زمان درازی طول میکشد. بیشتر مصدومین مبلغ کمی برای کمک دریافت میکنند مثلا برای پایی که از بالای مچ قطع شده تنها ماهی ۴۰۰۰۰ تومن پرداخت میشود.
توجه داشته باشید یک داروی اعصابی که یکی از این بچه ها الان استفاده می کند، شیشه ای 40000 تومان است.
چند سالی است که هلال احمر ایران مسوولیت آموزش مردم محلی را به عهده گرفته است. در این پوستر آموزش های اولیه ای برای جلوگیری از خطر انفجار مین های رها شده به دو زبان فارسی و کردی وجود دارد
مصدومین مین علاوه بر این، از نظر روحی نیز آسیب جدی میبینند که نیاز به درمان دارند. به عنوان نمونه کودکانی که آسیب میبینند، چون دیگر نمی توانند مثل سابق بازی کنند بسیار پرخاشگر میشوند. این افراد باید حمایت شوند باید با دیگران در تماس باشند تا به زندگی عادی برگردند اما به علت نبود امکانات این بچهها خانه نشین میشوند.
بعد از حادثه تا مدتها برخی از این کودکان یک دفعه فریاد میکشند یا بلند گریه میکنند. کودکانی هم که عضوی از بدنشان را از دست میدهند کنار آمدن با این مسیله برایشان سخت است و نمی خواهند این اتفاق را قبول کنند. به نحوی میخواهند خشمشان را به دیگران نشان دهند. مثلا یکی از این بچهها که پای مصنوعی داشت، پایش را در میآورد و با آن کودکان دیگر را میترساند.
محل انفجار مین که به قطع عضو گشین منجر شده، همانطور که در عکس دیده میشود این محل کاملا در کنار یک منزل مسکونی قرار دارد
بعضی از این بچهها نیز گوشه گیر میشوند و از نظر روحی افسرده، یعنی با کسی حرف نمی زدند، بی اشتها میشوند و... .
پاکسازی دقیق مناطق آلوده، شناسأیی و علامت گذاری مناطق آلوده و اطراف آن و آموزش ساکنین مناطق، نسبت به خطر مین باید به موازات هم انجام شود. دولت میتواند از سازمانهای بین المللی هم در این زمینه کمک بگیرد. بسیاری از سازمانهای بین المللی حاضر به همکاری در هر سه زمینه هستند. پیوستن ایران بهکنوانسیون اتاوا نیز بسیار مفید است.
کشورهای عضو این پیمان به یکدیگر کمک میکنند تا زمینهای آلوده را پاکسازی کنند و در امر آموزش به هم یاری میرسانند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر