به گزارش خبرنگار مهر فریضه امر به معروف و نهی از منکر در آیات متعدد قرآن کریم بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. از جمله در آیه 104 سوره مبارکه آلعمران برای آمرین به معروف و ناهیان از منکر تعبیری همچون فلاح به کار برده شده که نقطه نهایی یک انسان به شمار میرود.
در اصل هشتم قانون اساسی کشورمان نیز تاکید بر این مهم به وضوح دیده می شود. اهمیت این اصل در نظر نویسندگان قانون اساسی، علاوه بر فقدان سابقه و پیش نویس از متن مذاکرات، نبودن مخالف جدی و تصویب فوری آن با پنجاه رأی موافق در مقابل سه رأی مخالف و دو رأی ممتنع در شانزدهمین جلسه (22 شهریور ماه 1358) آشکار میشود.
پس با توجه به تاکیدات قرآن کریم و قانون اساسی بر لزوم تحقق فرضیه "امر به معروف و نهی از منکر"، چرا اکثرا مردم نسبت به انجام این فریضه واجب دینی بیتفاوت شده و به سادگی چشمان خود را بسته و از کنار آن عبور میکنند.
باز هم ضرب و شتم آمر به معروف و ناهی از منکر!
در روز سی و یکم مرداد ماه سال جاری بعد از تعطیلات دو روزه عید سعید فطر برای چندمین بار متوالی و این بار در شهر کوچکی مثل شهمیرزاد (توابع شهرستان مهدیشهر در استان سمنان) شاهد ضرب و شتم حجت الاسلام سید علی بهشتی، روحانی آمر به معرف و ناهی از منکر بودیم.
این پیش نماز مسجد جامع شهمیرزاد در خصوص چگونگی ضرب و شتم خود توسط دو دختر بد حجاب میگوید: خیلی قادر به راه رفتن نیستم اما از آنجایی که قصد داشتم بعد از ماه مبارک رمضان نیز درب مسجد به روی مومنان بسته نشود، برای اقامه نماز ظهر عازم مسجد شدم، دو دختر جوان در حال گذر بودند که یکی از آنها بدحجاب بود. محترمانه تذکر دادم: "خانم خودت را بپوش" که در جوابم گفت: "تو چشماهایت را ببند"، این حرف او برای من بسیار سنگین و ناراحت کننده تمام شد.
در آن لحظه متاسف شدم که بدحجابها خواسته باشند به افراد متدین امر کنند چشمهایتان را ببندید، دوباره تذکر دادم اما نه تنها خودش را نپوشاند، بلکه به من توهین هم کرد، از او خواستم دیگر توهین نکند اما شروع به فریاد زدن و تهدید کردن کرد، "من را هل داد و به زمین انداخت"، با کمر به زمین افتادم و دیگر نفهمیدم چه اتفاقی افتاد، فقط ضربات لگد این دختر که به جانم افتاده بود و توهین میکرد را حس میکردم.
هنوز جای کتکها داغ بود، لذا درد بر من چیره نشده بود، با همان حال نماز جماعت را امامت کردم تا ثوابش برای سایرین ضایع نشود، بعد از نماز از حال رفتم وقتی بحال آمدم متوجه شدم که اورژانس من را به بیمارستان 15 خرداد مهدیشهر منتقل نموده است.
در بیمارستان عکس، سی تی اسکن و سایر مراحل تشخیص بیماری را طی نموده و چون حال مناسبی نداشتم، شبانه به بیمارستان امیرالمومنین(ع) سمنان اعزام شده و سه روز در آن بیمارستان بستری شدم و در نهایت تشخیص پزشکان کوفتگی مهرههای کمر بود که بعد از گرفتن نوار قلب و ...، راه درمان را در استراحت مطلق دیدند، بنده در حال حاضر برای غذا خوردن و حتی احتیاجات شخصی خود را با کمک همسرم برطرف و انجام میدهم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر